------------------------------------------------------------------------------------------

-

-

-

جستجوی این وبلاگ

در حال بارگیری...

------------------------------------------------------------------------------

------------------------------------------------------------------------------

یکشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۱ ه‍.ش.

پیروزی بزرگ امریکا و ناتو را شکست ارزیابی نکنید!

نویسنده "سویم داگدلن" (عضو مجلس آلمان)- ترجمه رضا نافعی


افغانستان در آینده به عنوان پایگاهی  برای عملیات علنی و  به ویژه پنهانی و سرپوشیده  در کل منطقه  در خدمت ناتو خواهد بود. 


افغانستان با کشورهای آسیای مرکزی، ترکمنستان، ازبکستان و تاجیکستان، یعنی منطقه نفوذ روسیه و همچنین پاکستان، ایران و چین هم مرز است. به این صورت  آمریکا در کنار "ایساف"  جای پای دومی نیز  برای اجرای برنامه های خود بوجود آورده است، بدون آن که   برای انجام آنچه در پیش دارد زمان محدودی را مشخص کرده باشد.



خانم سویم داگدلن نماینده حزب چپ در پارلمان آلمان، عضو کمسیون خارجی بوندس تاگ، مجلس آلمان وسخنگوی فراکسیون حزب چپ در امور سیاست خارجی  است.
آنچه را می خوانید مقاله ای است که از ایشان در روزنامه "یونگه ولت" آلمان منتشر شده است.

«در باره انگیزه های پشت پرده اشغال افغانستان بحث و گفتگو و نیز حدس و گمان فراوان بوده است. آنچه روشن است این است که هم طالبان حاضر بودند اوسامه بن لادن را تسلیم کنند، هم زنان تا امروز  مقنعه خود را  حفظ کرده اند. پس دلیل اشغال افغانستان هرگز اینها نبوده است. دلیل "ذخائیر مواد خام افغانستان به ارزش یک بیلیون دلار" است که وزارت دفاع آمریکا  در سال 2010 ناگهان مدعی کشف آن شد. این ارزش کشف شده باید نقش قرص آرام بخش برای جبهه داخلی در آمریکا را ایفا می کرد. باقی می ماند کشیدن لوله نفتی از دریای مازندران، عبور دادن آن از مسیر مطمئن افغانستان و رساندن آن  به سواحل دریائی پاکستان  در اقیانوس هند، که نقشه آن هم ازمدت ها پیش از حمله به افغانستان کشیده شده بود. هنوز باید دهها سال صبر کرد تا این لوله وسیله قابل اعتمادی برای انتقال مطمئن نفت گردد. معهذا اشاره به آن درست است.
یورگن واگنر پژوهشگر  Informationsstelle Militarisierung e.V. (IMI) ( کانون اطلاعات نظامی ) در سال 2008 بامراجعه به نظریات ژبیگنو برژینسکی مشاور امنیتی آمریکا دریافت و نشان داد که یکی از انگیزه های اساسی جنگ در افغانستان ایجاد سرپل برای ناتو در نزدیکی منطقه دریای خزر و جبهه جنوبی روسیه  است ــ ایجاد نوعی " ناو هواپیما بر "  در منطقه عظیم اروآسیا . موید این تعبیر از انگیزه های ناگفته و پنهانی جنگ افغانستان، اظهارات هیلاری کلینتون ، وزیر خارجه آمریکا، در دیدار ناگهانی او از کابل در  هفتم ژوئیه است که  افغانستان  را " همپیمان مهم خارج از پیمان ناتو " نامید. این سخن حکایت از آن دارد که ماموریت در افغانستان برغم تمام تلفاتی که داشته و نیز وضع ناهنجار خود افغانستان، از دیدگاه غرب  ماموریتی موفق بوده است.
پول در ازای خدمت

تفسیر اکثر رسانه ها در باره مقام و درجه تازه افغانستان این بود که کابل از این پس آسان تر می تواند به سلاح های آمریکائی دست یابد. اما این تفسیر بیانگر اصل قضیه نیست، زیرا دولت حامد کرزای در آینده ای نزدیک حتی قادر به پرداخت حقوق ماهانه اعضای ارتش و پلیسی که ناتو برای او  آموزش داده نیز نخواهد بود. افغنستان تنها کشوری نیست که به دریافت درجه "همپیمان مهم  خارج از ناتو" نائل آمده است. دیگر درجه داران عبارتند از  استرالیا، ژاپن، اسرائیل و مصر. در حال حاضر اسرائیل و مصر درجه دارانی هستند که به ترتیب، از حداکثر کمک نظامی آمریکا برخوردار هستند. در کنار هزینه های  آموزش ها و تمرین های مشترک  مبالغ قابل توجهی از این پول، بویژه در مورد مصر،   صرف خرید سلاحهای نظامی می گردد. نکته دیگر اینست که منبع  پرداخت هزینه برای  بخش اعظم این سلاحها ( البته فقط در مورد موسسات تولید اسلحه آمریکائی)   اعتبارات دولتی آمریکا است. اگر درجه "همپیمان مهم خارج از ناتو"   بدلیلی، ناگهان از مصر سلب گردد و پرداخت سالانه 1،3 میلیارد کمک نظامی آمریکا قطع شود،  دستگاه نظامی مصر و بدنبال آن دولت مصر بلافاصله ورشکست خواهند شد.
خدماتی را که ارتش مصر در مقابل دریافت این کمک ها باید به آمریکا ارائه دهد "ویکیلیکس" فاش کرد. در رأس آن اجرای قرارداد کمپ دیوید در سال 1978 قرار دارد، که عبارتست از حفظ صلح با اسرائیل، و ضامن حفظ و اجرای آن نیز سربازان آمریکائی مستقر در شبه جزیره سینا هستند. افزون بر این آنچه اهمیت فوق العاده دارد، حق پرواز در معابر تضمین شده هوائی و کشتیرانی در کانال سوئز است. درست در همان زمانی که آمریکا فشار بر خارطوم را افزایش داد، تا بتواند تجزیه  جنوب سودان را عملی سازد، نظامیان مصری با اعزام نیروی نظامی به کشور همسایه خود سودان ، بعنوان " نیروهای صلح" ثابت کردند که حق نان و نمک را می شناسند و رعایت می کنند. مرکز فرماندهی آمریکا در قاهره دارای دم و دستگاه وسیعی است که " دفتر همکاریهای نظامی " نام دارد.
جای پای دوم

در عین حال باید دانست که مصر در قیاس با افغانستان کشوری است نسبتا نیرومند. ارتش، پلیس و سازمانهای اطلاعاتی افغانستان را ناتو ساخته و در آینده قابل پیش بینی نیز هزینه آن را ناتو و کشورهای همپیمان با آن تامین خواهند کرد. عوامل رابط با ناتو و آمریکا در کلیه مراکز فرماندهی و وزارت دفاع حضور دارند. به این صورت حتی اگر روزی کرزای را به کنار نهند، غیرممکن است که افغانستان از دادن حق استقرار نیرو، فرود آمدن هواپیما و یا حق پرواز به ناتو سر بپیچد، یعنی همان کاری را بکند که پاکستان اخیرا کرد و حاضر به دادن " حق عبور " نشد. این به آن معنی است که افغانستان در آینده بعنوان پایگاهی  برای عملیات علنی و  بویژه پنهانی و سرپوشیده  در کل منطقه  در خدمت ناتو خواهد بود. افغاستان با کشورهای آسیای مرکزی، ترکمنستان، ازبکستان و تاجیکستان، یعنی منطقه نفوذ روسیه و همچنین پاکستان، ایران و چین هم مرز است. به این صورت  آمریکا در کنار " ایساف" International Security Assistance Force جای پای دومیAfghan National Security Forces (ANSF)  نیز  برای اجرای برنامه های خود بوجود آورده است ، بدون آن که   برای انجام آنچه در پیش دارد زمان محدودی را مشخص کرده باشد. کار این سازمان، بویژه عبارتست از " آموزش، مشاوره  و حمایت از نیروهای امنیتی افغانستان" .
اگر در درجه اول هدف "حمایت از امنیت " باشد. تفاوتی میان وظائف "ایساف"  و ANSF که قرار است جای آن را بگیرد وجود ندارد. قرار است در آینده حضور نیروهای ناتو کاهش یابد و نیروهای نظامی و امنیتی افغانستان از آنها حمایت کنند. سازمان دیده بان حقوق بشر توصیف دقیقی از این نیرو کرد و آنرا به مغناطیسی تشبیه کرد که چون آهن ربا حملات  شورشیان را به خود جذب خواهد کرد. همین امروز بخش عمده تلفات را همین نیروها می دهند در حالی که ناتو ( رسما ) آمار تلفات ندارد.
 سهم آلمان
هم اکنون در محدوده عملیات " ایساف" ، از افغانستان پروازهای اکتشافی و کشتارهای " هدفمند" ، در کشورهای همسایه صورت می گیرد. مثلا پس از هدف قرار گرفتن یک  بالگرد باری از نوع    ch-47 در 6 اکتبر  2011 اشکار شد که گروه کماندوهای دریائی آمریکا که نزدیک به 6 ماه پیش از آن  در محلی که بن لادن را کشته بودند، امروز نیز چون گذشته و یا دوباره در افغانستان مستقر هستند. ممکن است این امر چندان شگفت انگیز نباشد، اما نشان می دهد که این خبر به هیچ وجه مورد بحث و گفتگو قرار نگرفت که انجام عملیات کماندوئی در کشور همسایه منطبق بر کدام بخش  از ماموریت های محوله از سوی  شورای امنیت سازمان ملل به  نیروهای " ایساف " است.  در آینده نیز همکاری استراتژیک میان واشنگتن و کابل به این دلیل که  یک همکاری دوجانبه است چنین مباحثاتی را اجازه نخواهد داد ولی بر مناسبات افغانستان و همسایگانش  تاثیر مثبت نخواهد داشت و کمکی به سیر مسالمت آمیز امور در آن کشور نیز کمک نخواهد کرد. افزون بر این ها، آمریکا  برای انجام تعهدات آتی اختیارات زیادی برای خود در مجموعه منطقه  تامین کرده است. مثلا برای عملیات کم و بیش نیمه آشکار واحد ها و گروههای شبه نظامی  که برای انجام آن از جمله افغان ها را به کار گرفته است. مثلا قرار بوده برنامه موسوم به AP3 (  (»Afghan Public Protection Program« ــ برنامه برای   حفاظت عمومی افغان  ــ  بخشی از مردم را در بر بگیرد که  برحسب جنسیت، سن و مهارت هایشان بتوانند به نیروهای مقاومت بپیوندند و  رسما تحت نظر وزارت کشور باشند ولی اینها  در عمل تحت کنترل نظامیان آمریکا هستند. یک نمونه دیگر   برنامه ساختار انتقادی است که هدف آن پل سازی و جاده سازی نیست بلکه گروههای غیرنظامی امنیتی هستند که سربازان آلمانی نیز با آنها همکاری می کنند. بر اساس گفته های نظامیان آلمانی اعضای این گروه پنهان نمی کنند که  در حال حاضر بدلیل پولی که به آنها داده می شود با ایساف همکاری می کنند، در غیر این صورت با طالبان همکاری  می کردند.
ولی در آینده احتمالا فعالیت های سازمان امنیت افغانستان اهمیتی فراگیر خواهد یافت. این سازمان بدلیل شیوه های " سخت"  بازجوئی اش هم اکنون مورد انتقاد  UNAMA سازمان همیاری های  سازمان ملل در افغانستان  United Nations Assistance Mission in Afghanistan قرار گرفته است، در ایجاد این سازمان سازمانهای اطلاعاتی آلمان نیز سهیم بوده اند.